خوراک‌ها:
نوشته
دیدگاه‌ها

Archive for آگوست, 2009

هنوز تو شوکم!!! ماجرا از این قراره که پیرزنه ما رو خیلی اذیت می کرد. یک پسری هم هست که ما تو دوران آموزشی خدمت با هم بودیم. اون خونه گیرش نیومده بود و یک جایی بود که شبی 200 کرون می داد، به من گفت اگه حاضری با هم خونه بگیریم. چون خونه تک [...]

Read Full Post »

اعصابم کلا بهم ریخته بود، واقعا احمقانه است که از قبل شرایط رشته رو نگن و آدم بیاد و وقتی همه موقیت هات رو بخاطر این رشته از دست دادی، یکسری شرایط بگذارند جلوت که دیگه چاره ای نداری جز قبول کردنش.
حتی به باز گشت به ایران هم فکر کردم، بعد به خودم گفتم حالا [...]

Read Full Post »

امروز خیلی عصبانی شدم.
رفتم دانشگاه برای انتخاب واحد. رشته ما 5 گرایش داره که هر کدوم یک مبحث متفاوتی رو از بقیه دنبال می کنن. من هم موقع اپلای تو نامه ام نوشته بودم که به کدوم گرایش علاقه مندم و فقط حاضرم همون رو بخونم.
حالا تو جلسه معرفی درس مسئول گروه برگشته می گه، [...]

Read Full Post »

امروز orientation day بود. صبح از خواب بلند شدم و دیدم هیچ چی نون تو خونه ندارم. رفتم Kista Grossen که نون بخرم که دیدم بسته است و ساعت 9 باز میشه. چون ساعت 10 می بایست دانشگاه می بودم دیگه وای نستادم چون به دانشگاه نمی رسیدم. یک قرص های نان سفید هست که [...]

Read Full Post »

دیشب یک ساعت و پنج دقیقه با تلفن صحبت کرد، منتظر بودم تا تلفن اش تموم شه. ازش اجازه گرفتم تا خانواده ام از طریق کارت تلفن به تلفن ثابت زنگ بزنن چون موبایل اینجا خیلی خیلی گرونه و امکانش نیست. قبول کرد، پدرم زنگ زد، شاید 3 دقیقه نشد که با هم صحبت کردیم [...]

Read Full Post »

متاسفانه خونه تو استکهلم پیدا نمیشه، اخبار گفت 1000 تا دانشجو هست که خونه گیرش نیومده. شاید خوش شانس باشم که یک جایی برای اقامت در استکهلم از ابتدا پیدا کرده ام.اما قطعا از صاحب خونه شانس نیاوردم. صاحب خونه یک پیرزن 85 ساله سوئدی هست که خیلی حرف میزنه. 50 بار تا بحال به [...]

Read Full Post »

استکهلم

خوب بالاخره بااینکه هنوز مساله اینترنت خونه حل نشده ولی تونستم با اینترنت موبایل وصل بشم و مطلب بنویسم.
بالاخره به استکهلم رسیدم. برای خوندن فوق لیسانس اومدم و کار و زندگی رو هم ول کردم.
حالا اینترنت که درست شد عین ادم می نویسم

Read Full Post »

سه سال گذشت

اول از همه دوست دارم تشكر ويژه اي از همه دوستاني كه در اين مدت همراه اين وبلاگ بودند و هستند داشته باشم. بدون حضور شما، قطعا انگيزه اي براي نوشتن نمي ماند.
سه سال گذشت. اصولا زمان زود سپري مي شود. امسال قصد دارم كارهاي بزرگ انجام دهم. امسال قصد دارم زندگي خود را به [...]

Read Full Post »

دور فلكي يك سره بر منهج عدل است
خوش باش كه ظالم نبرد راه به منزل

تقديم به آناني كه دست جلادان زمان نوازشگر روح و جسمشان بود.

Read Full Post »