هنوز تو شوکم!!! ماجرا از این قراره که پیرزنه ما رو خیلی اذیت می کرد. یک پسری هم هست که ما تو دوران آموزشی خدمت با هم بودیم. اون خونه گیرش نیومده بود و یک جایی بود که شبی 200 کرون می داد، به من گفت اگه حاضری با هم خونه بگیریم. چون خونه تک [...]
Archive for آگوست, 2009
نامردی
Posted in سوئد, يادداشت, tagged استکهلم, تحصیل, خانه, دانشگاه, سوئد on آگوست 30, 2009 | 17 نظرات »
اعصابم کلا بهم ریخته بود، واقعا احمقانه است که از قبل شرایط رشته رو نگن و آدم بیاد و وقتی همه موقیت هات رو بخاطر این رشته از دست دادی، یکسری شرایط بگذارند جلوت که دیگه چاره ای نداری جز قبول کردنش.
حتی به باز گشت به ایران هم فکر کردم، بعد به خودم گفتم حالا [...]
امروز خیلی عصبانی شدم.
رفتم دانشگاه برای انتخاب واحد. رشته ما 5 گرایش داره که هر کدوم یک مبحث متفاوتی رو از بقیه دنبال می کنن. من هم موقع اپلای تو نامه ام نوشته بودم که به کدوم گرایش علاقه مندم و فقط حاضرم همون رو بخونم.
حالا تو جلسه معرفی درس مسئول گروه برگشته می گه، [...]
orientation day
Posted in سوئد, يادداشت, tagged استکهلم, دانشگاه, سوئد on آگوست 21, 2009 | 10 نظرات »
امروز orientation day بود. صبح از خواب بلند شدم و دیدم هیچ چی نون تو خونه ندارم. رفتم Kista Grossen که نون بخرم که دیدم بسته است و ساعت 9 باز میشه. چون ساعت 10 می بایست دانشگاه می بودم دیگه وای نستادم چون به دانشگاه نمی رسیدم. یک قرص های نان سفید هست که [...]
چقدر صبر!
Posted in سوئد, يادداشت, tagged استکهلم, خانه, سوئد, صاحب خانه on آگوست 20, 2009 | 5 نظرات »
دیشب یک ساعت و پنج دقیقه با تلفن صحبت کرد، منتظر بودم تا تلفن اش تموم شه. ازش اجازه گرفتم تا خانواده ام از طریق کارت تلفن به تلفن ثابت زنگ بزنن چون موبایل اینجا خیلی خیلی گرونه و امکانش نیست. قبول کرد، پدرم زنگ زد، شاید 3 دقیقه نشد که با هم صحبت کردیم [...]
کرایه یک اتاق در یک آپارتمان!
Posted in سوئد, يادداشت, tagged استکهلم, خانه, سوئد on آگوست 19, 2009 | 8 نظرات »
متاسفانه خونه تو استکهلم پیدا نمیشه، اخبار گفت 1000 تا دانشجو هست که خونه گیرش نیومده. شاید خوش شانس باشم که یک جایی برای اقامت در استکهلم از ابتدا پیدا کرده ام.اما قطعا از صاحب خونه شانس نیاوردم. صاحب خونه یک پیرزن 85 ساله سوئدی هست که خیلی حرف میزنه. 50 بار تا بحال به [...]
استکهلم
Posted in يادداشت on آگوست 14, 2009 | 12 نظرات »
خوب بالاخره بااینکه هنوز مساله اینترنت خونه حل نشده ولی تونستم با اینترنت موبایل وصل بشم و مطلب بنویسم.
بالاخره به استکهلم رسیدم. برای خوندن فوق لیسانس اومدم و کار و زندگی رو هم ول کردم.
حالا اینترنت که درست شد عین ادم می نویسم
اول از همه دوست دارم تشكر ويژه اي از همه دوستاني كه در اين مدت همراه اين وبلاگ بودند و هستند داشته باشم. بدون حضور شما، قطعا انگيزه اي براي نوشتن نمي ماند.
سه سال گذشت. اصولا زمان زود سپري مي شود. امسال قصد دارم كارهاي بزرگ انجام دهم. امسال قصد دارم زندگي خود را به [...]
قد خميده ما سهلت نمايد اما – بر چشم دشمنان تير از اين كمان توان زد
Posted in يادداشت on آگوست 2, 2009 | بیان دیدگاه »
دور فلكي يك سره بر منهج عدل است
خوش باش كه ظالم نبرد راه به منزل
تقديم به آناني كه دست جلادان زمان نوازشگر روح و جسمشان بود.


