Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for اکتبر, 2008

مرجان

يادمه اولين وبلاگي كه خوندم وبلاگ هاپوتي بود؛ فكر كنم سال 84 بود و من دنبال مهاجرت به استراليا؛ اون موقع هم هاپوتي از بريزبن مي نوشت و من با جستجو توي گوگل پيداش كرده بودم. از لينك ها اون لينك وبلاگ بهرام رو پيدا كردم كه اون هم درباره مهاجرت مي نوشت و بعدش [...]

Read Full Post »

سرما خوردگي

آخه من نمي فهمم؛ چرا ملاحظه نمي كني؟ اين شد وضعيت؟
پس از يك هفته مراقبت ديروز كاملا خوب شدم؛ سرما خورده بودم؛ ديشب همه پنجره ها رو بستم، هوا سرد شده بود، رفتم توي رختخواب و خوابيدم. صبح بلند شدم؛ خانه سرد بود؛ گلوي من گرفته بود
آخه چرا؛ زياد طول نكشيد تا دليلش [...]

Read Full Post »

گربه

توي مسيري كه صبح ها ميرم يك گربه هست كه 4 تا بچه داره؛ اينقدر هم اين بچه هاش نازند كه نگو، امروز صبح هوس كردم ازشون يك عكس بگيرم، اين بچه گربه هه است كه تا من وايسادم پا گذاشت به فرار؛ بعد هم مادرشون با يك عصبانيتي وارد معركه شد و فيگور حمله [...]

Read Full Post »

لاتاري آمريكا

خوب به سلامتي ماه رمضون هم تموم شد و من راحت شدم
به خودم قول داده بودم بعد از ماه رمضان، شروع كنم مثل آدم دوباره زبان بخونم و البته ورزش هم بكنم؛ از همين امروز شروع مي كنم، البته رايتينگ رو از ديروز شروع كردم
كلاس زبان جمعه ها هم يك سه هفته اي تعطيل [...]

Read Full Post »