
امروز مي خوام به بررسي يك فيلم تاريخي بپردازم؛ قبل از ديدنش فكر نمي كردم علاقه اي به اين فيلم ها داشته باشم ولي الحق والانصاف بسيار زيبا بود.
اين فيلم كه در سال 1962 ساخته شده نگارنده بازگو كننده واقعه تاريخي از هم پاشيده شدن امپراطوري عثماني به دست انگليسيها است. اين فيلم كه بر اساس زندگينامه توماس ادوارد لورنس ساخته شده به نحوه عملكرد اين مستشار انگليسي و نحوه محبوب شدن او در نزد اعراب و سعي بي حاصل وي در ايجاد مجلس عربي مي پردازد (چون هم امير اعراب مي خواست شاه شود و از دمكراسي بيزار بود، و هم انگليسي ها مي خواستند سوريه در دست عربهاي عربستان نباشد و چندين مملكت عربي ايجاد كنند؛ نه يك دولت متحد عربي).
فيلمي جالب است كه حاوي حقايق عقب ماندگي ممالك جهان سوم و دلايل عدم توانايي آنها در رسيدن به موفقيت است.
اين فيلم برنده 7 جايزه اسكاراست.
البته باز هم فكر مي كنم كه به مذاق خيلي ها خوش نياد چون فيلم هاي تاريخي رو خيلي ها نمي پسندند
واقعا آخرش هم خيلي نامردي بود؛ ولي واقعيت اين دنياي كثيف هست كه هميشه افراد خوب و شايسته توسط سياستمداران كثيف از بين مي روند؛ چون محبوبيت به قدرت سياسي آنها خدشه وارد مي كند. اين موضوع رو حتي در ادارات مزخرف و شركت هاي ايران مي تونيم بخوبي ببينيم؛ مملكت نيست كه شده همش سياست بازي
پاورقي:
فردا بعدالظهر مي خوام برم شمال؛ جمعه بعدالظهر بر ميگردم
به همه خوش بگذره



چی جالب خوش بگذره، آخه ما هم این تعطیلی رو طبق معمول فعلا میریم شمال و ماه دیگه یعنی مرداد که باید طبق روال هر تابستان از ایران رفت و انرژی مثبت گرفت. در مورد فیلم لورنس عربستان جالبه برای دیدن
ایشاله اساسی بهتون خوش بگذره
—————————
امين: سلام يكتا جان
اميدوارم به شما هم خوش بگذره؛ شاد باشي
در مورد این فیلم که هیچی چون به نظر من آدم تاریخی هم میبینه تاریخی اروپایی ببینه نه عربی D-: اینقدر که من ازین عربا بدم میاد…بگذریم
)
در مورد پست قبلیتم باید بگم که امین خان مطمئنم بالاخره یه روزی به اون چیزی که میخوای میرسی…اون روز دیر نیست..تو همین حالاش هم خیلی خیلی از بقیه جلوتری حتی مثلا از داداش خود من! سطح فکر و بلند پروازیت قابل تحسینه…موفق میشی فقط یه ذره دیگه صبر کن..چیزی که من هر روز به خودم میگم..صبر کن..صبر کن!
همین یکی دو ساله …بعدشو فکر کن که میری و تا آخر عمر راحت زندگی میکنی! خود من چند روز پیش رفتم مانتو بخرم..میدونی که وضعیت مانتو چه جوریه..دقیقا شده عین عبا..فقط کم مونده یه عمامه بذاریم رو سرمون..همه بلند..گشاد..انگار برگشتیم به دهه شصت..آخر سر با هزار بدبختی یه مدل پیدا کردم که وقتی میپوشمش عین کوزه نشم..!
اومدم که خونه دم اذان مغرب هم بود..همچین از ته دل گفتم خدایا امیدوارم این مانتوی آخرم باشه یا برم ازین مملکت یا بمیرم! که مامانم ناراحت شد و تا آخر شب اعصابش خورد بود که یعنی اینقدر خارج مهمه که به خاطرش آرزوی مرگ میکنی؟ نمیفهمن که! درد ماها رو نمیفهمن چیه!فکر میکنن ما خوشی زده زیر دلمون!
———————————
امين: مرسي نخودي جان؛ اميدوارم امسال همه مون موفق بشيم
شروع كردي يا نه؟
فعلا کتاب how to prepare for toefl essays رو شروع کردم..یه ده دوازده صفحه ای رو خوندم و کار کردم..فعلا که خیلی راحت بوده…اصلن فکرشم نمیکردم اینقدر راحت باشه! اگه خدا بخواد تابستون رو انگلیسیم خوب کار کنم بعد تافل و بقیه ماجرا…امیدوارم توام موفق شی
——————
امين: سلام نخودي جان، خوب خوشحالم همه چي داره درست پيش ميره
من اميدوارم همه موفق بشيم
سلام. خوبه شمال رفتن از فيلم ديدن بهتره!! انشالله بهتون خوش بگذره.
————————–
امين: آره منم موافقم
ممنون؛ شاد و سلامت باشيد
یه بدی که کانادا داره اینه که امنیت شغلی نداره. همین ای ب ام چند سال پیش کلی از کارمندهاش را اخراج کرد
————-
امين: درسته؛ البته از يك ديدگاه خوبه كه كارمند ها مجبورند خودشون رو به روز نگه دارند ولي از لحاظ فاكتور هاي زندگي آسوده واقعا بده
شاد باشي