چند وقت پيش بود؛ در خبر ها خوانديم كه کودکاني به خاطر آتش سوزي در مدرسه و به خاطر نبود بخاري گازي و امکانات گرمايشي مناسب به اين چهره افتادهاند؛ واقعا جاي سوال از دولت، شهردار و مابقي مسئولان است كه در كنار كمك هاي بسيار گزافي كه به ساير ملل مي كنيد، آيا به حق مردم خود نيز مي پردازيد؟
نظرتون رو دربارش بگيد
|
Reading |
Listening |
Speaking |
Writing |
Total |
|
21 |
11 |
17 |
20 |
69 |
پ.ن2:
ا؛ چرا من فكر كردم براتون نوشته ام كه چه اتفاقي توي امتحان افتاد؟ الان ديدم كه چيزي ننوشته بودم! بابا اين ليسنينگ كه شروع شد؛ حساسيت من هم فوران كرد؛ كاشكي عطسه مي كردم؛ سرفه اونم نه يكي دو تا؛ پشت سر هم؛ دقيقا نيم ساعت؛ اشك از چشم هام روانه بود؛ پشت سر هم سرفه؛ گلوم هم مي خواريد؛ تازه آبريزش هم شروع شد (عجب كثافت كاري شد)؛ اصلا نتونستم هيچ چيز بفهمم ؛ نتيجه اش هم همينه كه شد؛دلم از اين ميسوزه كه دو تا تست كه قبل از امتحان زدم ليسنينگ بالاترين نمره ام بود يعني 25؛ كه اگه همون رو مي گرفتم مشكلم حل مي شد















خیلی ناراحت کننده است. قبلاً دیده بودم.
—————–
امين: آره واقعا؛ من دلم خيلي براشون سوخته
تا حالا ندیده بودم این عکسها رو امین عزیز. چه خوب که اونها رو اینجا گذاشتی. گاهی باید چیزهای زشت رو هم نشون داد. من گاهی این چیزها رو که میبینم با خودم به فکر میافتم که ممکنه چه کاری بشه کرد. برای خودم نقشه میکشم برای روزی که شاید برگردم و بتونم گوشهای از کارهایی که ممکنه چیزی رو عوض کنه رو انجام بدم. باز هم ممنون که اینها رو اینجا گذاشتی دوستم. روزهات شاد.
——————-
امين: خواهش مي كنم؛ آره منم به سختي مي تونم به اين عكس ها نگاه كنم؛ ولي واقعيت جامعه ماست و نبايد چشمانمون رو روش ببنديم
من هم اميدوارم روزي قدرت كمك به مردم كشورم رو داشته باشم
خوش باشي
خیلی وقته این عکس ها را دیدیم و لعنت بر اونها که مسبب اش بودند.
من فکر کنم این 10 کامنتی است که دارم برای چند تا پست شما می گذارم ولی موفق نمی شم
———————
امين: نمي دونم چرا بعضي موقع ها اين ورد پرس قاط ميزنه؛ منم بعضي مواقع مي خوام پست بنويسم نمي گذاره
اي اعصاب آدم بهم ميريزه؛ بهر حال شرمنده؛ ممنون
اه. اي بابا چرا اينجوري شد پس.
من به ترتيب 23، 26، 20 و 22 (در كل 91) شده بودم. بدبختي ام اين بود كه از دو روز قبل امتحان يه آنفولانزاي وحشتناك گرفتم و بعد امتحان هم مستقيم (و براي سومين بار در سه روز) رفتم دكتر. دكتره ازم پرسيد امروز سر كار رفتي و من كه گفتم آره كلي دعوام كرد (تازه من لو ندادم كه بعدش 4 ساعت سر اين امتحان زن افكن بودم!!!)، بعدش هم بهم سرم وصل كردن!!!
كلاً خيلي iBT سنگينه، قبول دارم. اما اگر مي خواي باز تافل شركت كني و به جايي ريپورت بدي حواست به يه نكته باشه. تا دو سال ديگه هرچي ريپورت بخواي و هر امتحان ديگه اي هم بعدش داده باشي نمره اين يكي هم گزارش مي شه (تا وقتي اكسپاير بشه)، هرچند كه گويا يه راه هايي هست (كلك و اينها!) كه يه نمره اي رو آدم يه كاري كنه ريپورت نشه. خلاصه اينكه حواست باشه به اين جريان ريپورت اگر برات مهمه كه اين نمره رد نشه براشون.
راستي شنيدم PBTهاي رو سايت در عرض نمي دونم چند دقيقه تا يه ساعت همش پرشده. اما اگر PBT بخواي امتحان بدي شايد كيش هنوز ثبت نام كنه (البته با هزينه بيشتر).
———————————————
امين: والا روژ جان الان كه رفتم توي قسمت تقاضاي ارسال ريپورت به دانشگاه؛ بايد تارخ تست رو مشخص كني؛ پس قاعدتا نبايد مابقي تست ها گزارش بشند؛ ولي نمي دونم چرا اسپيكينگ كم شدم؟ تسك اول رو خوب شدم؛ ولي دو تسك ديگه رو نه؛ شايد بايد مي رفتم نمونه اسپيكينگ هاشو مي ديدم؛ همينجوري آدم بره امتحان بده همين ميشه ديگه
راجع به اين عكس ها…
واقعاً خجالت مي كشم چيزي بگم…
————————–
امين: آره آدم ميمونه چي بگه؛ واقعيت تلخ جامعه ماست ديگه؛ كاريش نمي شه كرد
این عکسها رو دیده بودم. و جز تاسف هیچ کاری نمیشه کرد.
—————–
امين: آره مريم جان
خوش باشي
وای….خیلی متاثر شدم
————————–
امين: شرمنده؛ ولي احساس كردم بايد اينا رو اينجا بگذارم
شاد باشي
سلام. با وجودی که برای اولین بار ندیدم و به قول شما اعصاب هم ندارم. ولی برای دیدن و خوندن فجایع از این قبیل نه یه بار بلکه ده بار باید اعصابامون خط خطی بشه. بلکه همه ی عمر. بر خلاف خیلی از دوستای گل به نظر من میشه کاری کرد. میشه کارهایی کرد! حد اقل از همین لحظه فکر کنیم به وظایفون در قبال دیگران. به غیر استانداردهایی که اطرافمون پره. توی زاهدان از این مدارس کم نیستند خطر هر لحظه در کمین بچه های طفل معصوم هست. حالا چه آتش چه خطرات دیگه که متاسفانه تا پیش نیاد کسی به فکرش نیست. در سطح وسیع تنها انگشت اتهام رو به سوی دولت میره. از کوتاهی دولت در این مدرسه دولتی که بگذریم (یا بهتره نگذریم، در کنار این انتقاد) آیا هر یک از ما چقدر احساس مسولیت می کنیم؟ نسبت به غیر استانداردهای اطرافمون. نسبت به فقر و بد بختی اطرافیانمون؟ ایا غیر از اینه که بیشتر ماها تا یکی دو دقیقه بعد از خوندن این چنین فجایع همه چیز یادمون میره و میریم دنبال زندگی خودمون. انگارفقط منتظریم که دلی بشکنه و خونه ای خراب بشه که در بهترین حالت لطف کنیم و دل بسوزونیم. و بعد هم فکر کنیم از دست ما که کاری بر نمیاد لعنت بر مسببینش ما که مثل دسته ی گل داریم زندگیمون رو میکنیم! و جالب اینجاست که در جمع دوستانه ی مسوولین هم بارها دیده شده که از سایر ارگان ها انتقاد می کنند و همین لعنت رو میفرستند.
—————————-
امين: سلام هاپوتي جان؛ والا چي بگم؛ از نظر من مقصر اصلي كه دولت هستش؛ ولي اينجا رو قبول دارم كه مردم هم بيشتر از حرف زدن مي تونن كار بكنن، ولي عقيده ندارم اين كارها كار مردم بايد باشه؛ توي يك جامعه هر فرد و ارگاني وظايفي داه، كه متاسفانه وقتي اين وظايف درست انجام نشه كارمون به اينجا كشيده ميشه؛ اين ايميل وقتي رام فرستاده شد موضوع اصليش كمك به سوريه؛ حماس؛ حزبالله و … در مقابل ملت خودمون بود كه من به نويسنده اون حق مي دم؛ ولي چون نمي خواستم پست سياسي بنويسم فقط به بحث اين كودكان پرداختم؛چون به نظر من اينها مهمتر از اون ممالك هستند
با اينجاي حرفتون كاملا موافقم؛ تا دير نشده بايد كاري براي جاهايي كه هنوز اتفاقي براشون نيافتاده كرد
مرسي؛ موفق باشي
عکسها رو قبلا ديده بودم و اعصابم حسابي خط خطي شده بود …
اما همه بايد ببينند … انوقت شايد خيلي چيزها معلوم بشه
—————————
امين: آره ديدنشون سخته؛ ولي حقيقتش تلخ تره