|
خوب اين روزها اينقدر مادرم روي مخم راه رفته، يكم دارم درباره مساله ازدواج فكر مي كنم، قطعا براي خيلي از شماها اين مساله حل شده چون الان متاهل تشريف داريد، ولي امثال من كه مجرد هستند و روند طولاني مهاجرت رو هم در نظر دارند اين كه مجردي بروند اونور يا زن بگيرند برند ويا اصلا برند اونجا با يه اونوري ازدواج كنند و …. كلي مشغوليت ذهني به همراه داره.
اين يك مشكل، مشكل بعدي هم كه شايد به كيس خاص من فقط بخوره اينه كه، يه ابلهي مثل من كه تا حالا دوست دختر نداشته و اصولا اصلا وقتي نداشته كه بخواد بره دنبال اين فعاليت ها (البته وقتي مثل من برسي به سن 27، 28 سالگي مي فهمي اصلا هم خوب نبوده كه نرفتي چون تعريف دقيق و مشخصي از روابط زن و مرد نداري) مساله ازدواج و نحوه اون شكل و فرم ديگه اي مي گيره. اينجا دو تا سوال مطرح ميشه كه به روش سنتي ازدواج كني، يعني مامانت يكي رو انتخاب كنه بعد بري ببيني طرف با تفكر تو مي خونه يا نه؟ كه فكر كنم يه قرني طول بكشه! يا اينكه بري تازه اول روابط دختر و پسر كه اي بابا ديگه سني از ما گذشته و نه وقتش هست و نه حوصلش. خوب حالا مي خوام منم يه بازي وبلاگي راه بياندازم كه شايد نظرات شما هم به من بينوا كمك كنه و هم به يه مشت جماعت اذبي كه مثل من هستند. همينجا از پر، مريم، هديه، هما و پيمان دعوت مي كنم كه توي اين بازي حضور به عمل رسانند، در ضمن اگه كسي رو هم دعوت كرديد و مطلبي نوشت بگيد يه پست مي نويسم لينكشونو بگذارم شايد براي باقيات صالحات بدرد خورد. خوب مي خوام هر كي اگه مايل بود در باره موارد زير بنويسه: نظرتون درباره خواستگاري سنتي و هر جور آشنايي ديگه نظرتون درباره خواستگاري و نامزدي خودتون و اينكه فكر مي كنيد اگه چجوري بود بهتر بود مراحل زندگي توي ايران متاهل بودن و روند مهاجرت زندگي در خارج و تاهل در ضمن اگه كسي هم نخواست بنويسه كاملا حق داره ولي اگه بنويسيد شايد كمكي به امثال من كرده باشيد و ممكنه توش راههايي هم براي بهبود زندگي آدم و راههاي برخورد با بحران بخصوص در شرايط سخت اوايل مهاجرت پيدا كرد با تشكر ديدم هيچ كامنتي از دوستاني كه منتظر كامنتشون بودم دريافت نكردم، گفتم يه چيز رو اينجا توضيح بدم. اين پست فقط يه نظر خواهي است و اگه دوست داشتيد تجاربتون رو توي اين زمينه بگيد و مسلما نظرات ممكنه كاملا متفاوت از هم باشه، و اين دليلي براي نظر ندادن نميشه ها. من هم اصلا نظر خودم رو درباره نظرات شما نخواهم گفت، فقط پيشاپيش از هركي نظر مي ده ممنونم. |
ازدواج
دسامبر 1, 2007 بدست امين



be onvane kasy ke saliyan sal ast dar kharej zendegi mikoneh behet yek pishnehad midam. aslannnnnnn va abadan fekre ezdevaj az iran nabash. Tanha mohajerat kon va bad tasmim begir. vaghti omadi ham be fekr avarodan zan az iran nabash ke 90% talagh ast badesh. baraye ezdevaj hich vaght dir nist. Mohajerat kon sakhti ra tahamol kon bad zan begir va hol holaki kari nakon. badan yek post dar in mored mizaram hatman sar bezan
نگاهي نو جان
مشتاقانه منتظر خوندن مطلب جديدتم
ممنون از لطفت
salam , neveshte budi ke mikhai bara mohajerat, france yade begiri. bebin vase inke 8 emtiaze zabane france ro begiri baiad france ro dar sthe intermediate ya advanced balad bashi az nazare emtiaz in 2 level har do 8 emtiz ro behet midan , so shoma baiad france ro ta intermediate balad bashy bara in kar ham baiad madrake zabane delf ro dashte bashy, kelasaye delf ro ham khode sefarate france mizare ke 6 term hastesh faghat ghable inke in kelas ha ro beri baiad 100 saat france gozarunde bashy mohem nist ke kodum zaban kade faghat baiad dar in had ba france ashna bashy, hamin. age soali dahsty mail bezan, bye
علي جان از محبتت ممنونم
راستي از مرجان خانوم هم كه قراره يك پست بعدا بنويسه ممنونم
man hatman too in hafteh minevisam raje beh in moozoo, aslan baray khodam ham jalebeh keh tamam sar khordegihaamo berizam biroon
shad bashi
امين جان
مطلبت رو همون روز خوندم و داشتم بهش فکر ميکردم که بنويسم
اما ديروز سرم خيلي شلوغ بود و حسابي هم قاطي بودم
حتما مينويسم … راستش اين چند مدت چندتا از دوستام و دختر عموم هم از همين معضل باهام حرف زدن
فکر کنم بحث ازدواج اين روزها داغ داغ
راستي قرار شده اينجا برات بنويسيم؟
پرجان يه پست توي وبلاگت بنويس
من همه پست هاي دوستان رو در آخر اين پست لينك مي كنم تا همه بتونن نظرات متفاوت و مختلف رو ببينن
آره بحثش داغه داغه
ممنون از لطفت
راستي اگه شما هم كسي رو دعوت كرديد و اون هم مطلب نوشت بگيد مطالب اونها رو هم توي اين پست لينك كنم
دوست عزیز مشکل این بود که کامنت دونی شما باز نمیشد .دوست داشتم تجربه هامو باهات قسمت کنم . ازدواج مرحله مهمی در زندگیست که به هیچ وجه نمیتونی به آسونی از کنارش عبور کنی و به نظر من بدترین حالتش اینه که بری خواستگاری و از کسی که هیچی نمیدونی و با دو جلسه هم چیزی ازش نخواهی فهمید ازدواج کنی معرفی یک شخص ثالث که مورد اعتبار و احترام باشه و در پی اون معاشرت با فرد یادشده خیلی بهتره . و عشق مهمترین دلیل زندگی کردن که بدون اون هیچ صفت موجهی قابل تحمل نخواهد بود .من در سن بالا ازدواج کردم و معتقدم علت اینکه دوستان و فامیل منو خوش
سلام. حتما در بازی شرکت میکنم.مرسی که دعوتم کردی.
سلام سایت خوبی داری اگه از من میشنوی به عنوان یه برادر فعلا ازدواج نکن سری که درد نمیکنه دستمال دور سرش نمی بندند.
*******************
امين: محمد جان ممنونم از لطفت، فكر كنم اگه هم درد بگيره استامينوفن براش بهتره